تبلیغات
محب جوان

محب جوان
خدا گفت : مرا یاد کن تا تو را یاد کنم! در روز چقدر او را یاد میکنیم ؟!

--------------------------------------------------------------------------------------
عباس بابایی عجیب بود.
خیلی عجیب...
دوران خلبانی در آمریکا وقتی که دوره اش تموم میشه .
 میره تا ژنرال آمریکایی پرونده ش رو امضا کنه . اون ژنراله هم ازش شاکی بوده . 
چندلحظه بعدش ژنرال میره بیرون از اتاق . عباس می بینه وقت نمازه .
یه روزنامه میندازه و گوشه اتاق ژنرال آمریکایی نماز ظهرش رو می خونه .
وسط نماز ژنرال بر می گرده .و یه جورایی نگاهش می کنه .
وقتی نماز تموم میشه میگه چکار می کردی ؟ عباس هم خیلی صادقانه میگه: 
" تو دین ما ، آدم باید یه وقتایی رو اختصاص بده به عبادت به خدا . و الآن اون زمان رسیده بود و من باید وقتم رو به خدا اختصاص می دادم ."
ژنرال که از صداقت عباس خوشش اومده بود .خیلی مودبانه بلند می شود و
به او دست می دهد و می گوید: آقای بابایی شما قبول شدید . موفق باشید.

پ.ن : البته در ارتباط با خدا هم باید صادقانه رفتار کنیم . اگه ادا دربیاری ، به مشکل می خوری .



طبقه بندی: سبک زندگی،
[ سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ] [ 11:10 ] [ بامعرفت ( مهدی شاندیزی ) ]
درباره وبلاگ

سبک زندگی
یعنی مجموعه ای از رفتارهای
به ظاهر کوچک.
وقتی این رفتار های کوچک
در کنار هم قرار می گیرند ،
پازل زندگی ما شکل می گیرد .
لینکستان
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب